الفيض الكاشاني
222
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
آيين بندگى و زيست ايشان چنين است كه نه امر خود را به خود قايم مىدانند و در گردن خود ، و نه امر سيّد را ، بلكه امر خود را و امر سيّد را همه به سيّد قايم مىدانند و در گردن او . و ايشان را با تأسيس امر و تمهيد اصول آن و استقلال به إتمام آن هيچ دخل نيست . فارغ البال و آسودهاند از آن كه اين ابواب بر دل ايشان بارى باشد . آنچه وظيفه خود مىدانند همين است كه امرى جزئى كه سيّد ايشان را فرمايد به تقديم رسانند و ديگر با نفع و ضرر و سود و زيان آن هيچ دخلى ندارد . خواب مىكنند و اگر همه جهان را آب مىبرد . خوشا حال آزادى اين بندگان نه حال بندگى اين آزادان كه بار هستى بر گردن خود نهادهاند و كار خود در عهده خود دانسته . اگر سالى باران نشود به جاى آن آب از ديدگان فروبارند . اى بىخردان ! شما را با اين چه كار كه باران شود يا نشود ، نه كه روزى شما در گردن شما است ، قال اللَّه تعالى : « ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ » . « 1 » قال حكيم سنائى : زالكى كرد سر برون زنهفت * كِشتك خويش خشك ديد چه گفت كاى هم آنِ نو و هم آنِ كهن * رزق بر توست هرچه خواهى كن اى شما از زالى كمتر ، چند از انديشه رزق نوحه كنيد ؟ چرا چيزى كه نه در گردن شماست در گردن خود مىدانيد ؟ اين امر با شما مدخلى ندارد و شما نه از آنِ خود و براى خوديد . اى ناخودان ! چند پشتى خود
--> ( 1 ) . هرگز از آنها روزى نمىخواهم ، و نمىخواهم مرا اطعام كنند . خداوند روزىدهنده و صاحب قوّت و قدرت است . سورهء ذاريات ، آيهء 57 و 58 .